السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
521
تفسير الميزان ( فارسي )
و در الدر المنثور است كه ابن جرير از على بن ابى طالب رضى اللَّه عنه روايت كرده كه فرمود : از آدم تا كنون خداى تعالى هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرد ، مگر اينكه در باره محمد ص از او پيمان گرفت كه اگر در زمان زندگى او اين پيامبر بزرگ مبعوث شد ، بايد به او ايمان آورد و ياريش كند . و دستور داد كه او نيز اين پيمان را از امت خود بگيرد ، آن گاه امام ع اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « وَإِذْ أَخَذَ اللَّه مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَحِكْمَةٍ . . . » ) * « 1 » . مؤلف قدس سره : اين دو روايت مىخواهد آيه را طورى معنا كند كه دلالت لفظ و سياق ( هر دو ) رعايت شده باشد ، همان معنايى كه در نظر ما بود و بيانش گذشت . و در مجمع البيان و جوامع از امام صادق ع روايت كرده كه در ذيل آيه فرموده : معنايش اين است كه : « به ياد آر زمانى را كه خداى تعالى ميثاق امت انبيا را گرفت ، به اينكه هر امتى پيغمبر خود را تصديق نموده ، به آنچه آن پيغمبر آورده عمل كنند . و ليكن امتها به اين عهد وفا نكرده و بسيارى از شرايع آن را ترك نموده ، بسيارى از آنها را تحريف كردند . » « 2 » مؤلف : آنچه در اين روايت آمده ، از قبيل نشان دادن مصداق و نمونه اى بارز از ميان مصاديق آيه است . پس منافات دارد كه آيه شريفه شامل هم امتها و هم انبيا بشود . و نيز در مجمع البيان از امير المؤمنين ع روايت آورده كه در ذيل جمله : * ( « أأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ » ) * فرمود : معنايش اين است كه آيا اقرار كرديد ؟ و به اين اقرار خود بر امتهاى خود پيمان بستيد ؟ « قالوا » يعنى انبيا و امتهايشان گفتند : « اقررنا » يعنى بدانچه دستورمان دادى كه اقرار كنيم ، اقرار كرديم ، * ( « قالَ فَاشْهَدُوا » ) * خداى تعالى به انبيا و امتها فرمود : پس شاهد باشيد و من هم با شما شاهد بر شما و بر امتهاى شمايم . « 3 » و در الدر المنثور است كه : ابن جرير از على بن ابى طالب ع روايت آورده كه در معناى جمله « فاشهدوا » فرمود : يعنى شما بر امتهاى خود شاهد باشيد . * ( « وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ » ) * يعنى ، « و من با شما از شاهدان بر شما و ايشانم » . « فمن تولى » يعنى : اى محمد بعد از اين عهد كه از همه امتها گرفته شد هر كس روى بگرداند فاسق است ، يعنى در كفر عصيان مىكند . « 4 »
--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 47 ط بيروت . ( 2 و 3 ) مجمع البيان ج 2 ص 468 ط تهران . ( 4 ) در المنثور ج 2 ص 48 ط بيروت .